محمد قنبرى
239
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
خود از رسول خداست و نوع دوم الهام است . علماى اهل سنت هم اين نوع را پذيرفتهاند . ائمه عليهم السلام در حوزه علوم دينى و نيازهاى شرعى مردم همه چيز را مىدانند ، اما در مورد امور غيبى و تكوينى و حوادث آينده و گذشته ، اگر خداى متعال اذن دهد آگاه مىشوند و در غير اين صورت لازم نيست . مؤيدات حديث جعفر و احاديث مهدى عليه السلام در كافى حديث جفر از طريق صدها حديث ديگر - كه مثلًا شيخ صدوق نقل كرده - تاييد مىشود . صدوق در كمال الدين بيش از چهارصد حديث در مورد امام زمان ( عج ) نقل كرده است ، در حالى كه شيخ كلينى در كافى در اين زمينه فقط نزديك به 200 حديث ذكر كرده است پس اين ادعا كه عقيده مهدويت وابسته به كتاب كافى و توثيق راويان آن است ، باطل مىباشد اضافه بر آن كه بسيارى از محدثان و علماى قبل ، معاصر و بعد از كلينى احاديث غيبت را نقل كردهاند ، از جمله محمد بن صفار در بصائر الدرجات - على بن ابراهيم در تفسير - ابراهيم بن صلاح النماطى ( صاحب كتاب الغيبه ) عبداللَّه بن جعفر حميرى ( صاحب كتاب الغيبه ) ، محمد بن مسعود عياشى ( صاحب كتاب الغيبه ) ، على بن حسين بابويه القمى ، محمّد بن ابراهيم النعمانى ( كتاب الغيبه ) ، شيخ مفيد ( صاحب كتاب الفصول العشره فى الغيبه ) ، شريف مرتضى در ( المقنع فى الغيبه ) ، شيخ طوسى در الغيبه . ابطال برخى ادعاها اولًا دلايل كسانى كه معتقدند امام زمان ( عج ) متولد نشده در برابر شيعه كه حضرت را تولد يافته و حاضر مىدانند ، قابل مقايسه نيست . زيرا عقيده شيعه با روايات فراوان و نقل و حس همراه است ، در حالىكه ادعاى اهل سنت هيچ دليلى ندارد . ثانياً برخى گفتهاند : اگر امام زمان ( عج ) متولد شده ، چرا همه طعن و مخالفتها به طرف كلينى - كه اين احاديث را در كتاب خود آورده - متوجه است و به علماى ديگر مثل مفيد و طوسى طعنه نزدهاند ؟